وقتی رفت و شهر دیگری چشمای خوشگلم را دید:
گریهی عاطفی فقط آب نمک نیست؛ حاوی هورمون استرس و پروتئین است و ریختن آن باعث ترشح اندورفین و حس سبکی موقت میشود. از طرفی اشک روی قرنیه، بازتاب نور را تغییر میدهد و چشمها را درخشانتر نشان میدهد. به همین دلیل است که بعد از گریه، چشمها هم خستهاند هم براق؛ زیباییشان شاید واکنشی شیمیایی برای جلب مراقبت باشد. سوال تند: اگر زیبایی بعد از گریه واقعی است، چرا فقط غریبهها آن را دیدند؟
راهکار:
متن تو یک تناقض تلخ میسازد: همان ویژگیای که برای ماندن تعریف شد، بعد از رفتن با نگاه دیگران تایید شد. یعنی زیباییِ برآمده از اندوه، دیگر متعلق به رابطه نیست؛ به یک تماشاخانهی شهری تعلق دارد که غریبهها آن را میبینند و آنکه باید، نیست.