احساس هیچکس نبودن در سکوت عمیق شب:
در روانشناسی، پدیدهای به نام «سندروم خودمرکزبینی» وجود دارد: ما فکر میکنیم همه نگاهها به ماست، اما واقعیت این است که هرکس چنان گرفتار تکگویی درونی خودش است که ما اصلاً در رادارشان نیستیم. این سکوتِ شب، وقتی فریاد هیچکس نبودن را میشنوی، در واقع پایان همان توهم است. جالب اینکه بر اساس نظریه میدانهای کوانتومی، آنچه «هیچ» مینامیم، در واقع دریایی جوشان از ذرات مجازی است که مدام به وجود میآیند و ناپدید میشوند. آیا سکوت شب برایتان شلوغ است یا خالی؟
راهکار:
این حس «هیچکس نبودن» در واقع آزادی مطلق است. در فیزیک کوانتوم، از خلأ کامل، ذرات خودبهخود پدیدار میشوند. تو در این سکوت، در آستانهٔ آفرینش یک خودِ تازه هستی. کافیست اولین نجوا را انجام دهی.