جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

حافظه طبیعت

1 پست
متن های حافظه طبیعت / بهترین متن حافظه طبیعت [پیشنهادی]
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب
کوچه‌ها را میبینی؟
خیابان‌ها را چه؟
آن درخت‌های خشکیده‌ی بی‌جان را چه‌طور؟
آسمان را میبینی؟
گربه‌ی وحشت‌زده‌ی زیر ماشین را چه‌طور؟
می‌بینی عزیزکم؟
آنها همه چیز را به خاطر دارند.
هرچقدر هم باران ببارد،
کوچه‌ها، خیابان‌ها، ابرها، زمان،
همه چیز را به خاطر دارند.
سرانجام روزی، سوگند خواهند داد،
که نوبت به زیستن ما رسیده‌ است.
- پناه.️
3.6
شعر فلسفی شعر پناه حافظه طبیعت همه چیز را به خاطر دارند نوبت به زیستن
در علوم اعصاب، حافظه فقط در مغز نیست؛ مکان‌ها حافظ...

شعر پناه: همه چیز را به خاطر دارند:

در علوم اعصاب، حافظه فقط در مغز نیست؛ مکان‌ها حافظه‌ی رسوبی دارند: آسفالت ترک‌خورده ردِ باران و قدم را در ریزساختارش نگه می‌دارد و درختان خشکیده حلقه‌های تنش را سال‌ها پس از مرگ ذخیره می‌کنند. شبکه‌های میکوریزی حتی به همسایه‌ها هشدار آسیب می‌فرستند. اگر مکان‌ها شاهدند، چه چیزی از ما را روایت می‌کنند؟

راهکار:

این شعر را می‌توان «شهادتِ مکان» خواند: کوچه و درخت و گربه فقط تماشاچی نیستند، حاملانِ حافظه‌ای‌اند که انسان فراموش می‌کند. اگر این ایده را ادامه دهیم، می‌توان از زبان همین مکان‌ها روایت موازی نوشت؛ مثلاً خیابان از ترک‌هایش بگوید و درخت از حلقه‌هایش.

مشابه ها