کوچهها را میبینی؟
خیابانها را چه؟
آن درختهای خشکیدهی بیجان را چهطور؟
آسمان را میبینی؟
گربهی وحشتزدهی زیر ماشین را چهطور؟
میبینی عزیزکم؟
آنها همه چیز را به خاطر دارند.
هرچقدر هم باران ببارد،
کوچهها، خیابانها، ابرها، زمان،
همه چیز را به خاطر دارند.
سرانجام روزی، سوگند خواهند داد،
که نوبت به زیستن ما رسیده است.
- پناه.️
خیابانها را چه؟
آن درختهای خشکیدهی بیجان را چهطور؟
آسمان را میبینی؟
گربهی وحشتزدهی زیر ماشین را چهطور؟
میبینی عزیزکم؟
آنها همه چیز را به خاطر دارند.
هرچقدر هم باران ببارد،
کوچهها، خیابانها، ابرها، زمان،
همه چیز را به خاطر دارند.
سرانجام روزی، سوگند خواهند داد،
که نوبت به زیستن ما رسیده است.
- پناه.️
3.6
شعر فلسفی شعر پناه حافظه طبیعت همه چیز را به خاطر دارند نوبت به زیستن در علوم اعصاب، حافظه فقط در مغز نیست؛ مکانها حافظ...