راز گذشت از آدمهایی که ناامیدمان کردند:
مغز ما بهطور پیشفرض روي ناتمامها قفل میکند (اثر زیگارنیک). اما جملهی «انگار که هرگز نبودهاند» یک فرمان شناختی قدرتمند برای بستن همان ناتمامهاست. این گذشت، نسخهای خفیف از «واپسرانی هدفمند» است که بار حافظه عاطفی را کم میکند وگرنه هر بار یادآوری، هورمون استرس را بازترشح میکرد. آیا این یک فراموشی واقعی است یا آرشیوی هوشمندانه که دیگر زنگ نمیزند؟
راهکار:
این «گذشت انگار که نبودهاند» در رواندرمانی به تکنیک «بستن پروندههای باز ذهنی» شباهت دارد. با این کار نه خاطره را پاک میکنید، نه آنها را میبخشید؛ بلکه بار عاطفیشان را قطع میکنید تا فضای ذهنی برای تجربههای جدید آزاد شود.