در فروپاشیهایم. اشکی نریختم و حالا برای گیر کردن لباسم به دستگیره در زار میزنم، طوری که انگار هیچ راهی برای بیرون آمدن نیست. این حاصل نادیده گرفتن رنجی است که باید در آغوش میگرفتمش….️
4.3
In my collapse. I did not shed a tear and now I cry to the handle to get my clothes stuck, as if there is no way out. This is the result of ignoring the suffering I should embrace.
در روانشناسی به این پدیده «بهمن احساسات» میگویند:...