رهایت نمیکنم: از پایداری عاشقانه تا ترک عمدی:
در نظریه دلبستگی، این جمله نمونهای از الگوی دلبستگی اضطرابی است: فرد تا زمانی که بهطور واضح طرد نشود، رها نمیکند. این رفتار ریشه در ترس از دست دادن دارد و گاهی به «پیشبینی خودکامبخش» منجر میشود؛ یعنی فرد با چسبیدن بیش از حد، همان طردشدگی را رقم میزند. جالب اینکه در اشعار مولانا نیز بارها به این پارادوکس اشاره شده: «گر گریزی ز من، چرا نگریزی؟» پرسش تیز: آیا اصرار شما تا مرز گم شدن، عشق است یا ترس از تنهایی؟
راهکار:
این جمله بازتابی از «دلبستگی اضطرابی» در روانشناسی است: چسبیدن به دیگری تا مرز طرد شدن، اغلب نتیجهٔ ناخودآگاه ترس از تنهایی است. گاهی رهایی آگاهانه، برخلاف این جمله، خودِ شجاعت است، نه شکست.