بهار در گل شیپوری؛ شعری درباره تداوم زندگی:
دانههای برخی گیاهان مثل کاج بانکسیا فقط با حرارت آتش جوانه میزنند؛ مرگِ نسل قبل، شرطِ تولد نسل بعد است. بهار هم احیای مردهها نیست، بازآرایی ماده و انرژی در شکلی تازه است. مرز احیا و بازآفرینی کجاست؟
راهکار:
این بیت بهجای وعدهٔ زندهشدنِ گلِ مرده، بر همزمانیِ سوگ و رویش انگشت میگذارد: طبیعت مرگ را جبران نمیکند، بلکه در حاشیهٔ آن ادامه میدهد. همان «گرم دمیدن» در گل شیپوری، سوگ را انکار نمیکند؛ نشان میدهد زندگی حتی وقتی چیزی برنمیگردد، از راه دیگری نفس میکشد.