غمگینترین لحظه زندگی؛ وقتی میفهمی همهچیز طبق خواستهات نیست:
یک یافتهٔ عصبشناسی: مغز هنگام «خطای پیشبینی»—یعنی اختلاف بین نتیجه و انتظار—دوپامین را کم و مدارهای درد را فعال میکند. از دید روانشناسی تکاملی، اندوهِ «نشدنها» هزینهای است که مغز برای اصلاح مدلهای ذهنی میپردازد؛ همانطور که رواقیون گفتند: نه رویدادها، بلکه قضاوت ما دربارهٔ آنها ما را آزار میدهد. پس غم واقعی، شکست خواسته نیست؛ شکستِ پیشبینیِ مغز است. اگر انتظار نداشته باشیم که جهان «باید» مطابق میل ما بچرخد، چه چیزی از این غم باقی میماند؟
راهکار:
میشه این حس رو جور دیگهای دید: اگه قرار بود همهچیز دقیقاً طبق خواستهی ما پیش بره، زندگی عملاً یه فیلم تکراری و بیچالش میشد. همون «نشدنها»ست که آینده رو غیرقابل پیشبینی و تجربهها رو واقعی میکنه.