جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

فرق درد کشیدن و حس کردن

1 پست
متن های فرق درد کشیدن و حس کردن / بهترین متن فرق درد کشیدن و حس کردن [پیشنهادی]
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب
+تو درد نکشیدی
-درست است من درد نکشیده ام، من درد را با بند بند وجودم حس کرده‌ام️
2.1
غمگین فلسفی حس کردن درد درد با بند بند وجود فرق درد کشیدن و حس کردن تجربه درد عمیق
درد در مغز دو لایه دارد: سیگنال حسیِ درد و رنج ذهن...

درد کشیدن یا حس کردن درد؛ تفاوت از زبان یک دیالوگ:

درد در مغز دو لایه دارد: سیگنال حسیِ درد و رنج ذهنیِ ناشی از آن. در آزمایش‌ها وقتی فرد یاد می‌گیرد سیگنال درد را بدون قضاوت حس کند، فعالیت قشر کمربندی پیشین مغز کاهش می‌یابد و فاصله‌ی بین احساس درد و تحمل آن زیاد می‌شود. این جمله دقیقا همان شکاف را نشان می‌دهد: یکی از کشیدن می‌گوید، دیگری از تجربه‌ی بی‌واسطه‌ی همین سیگنال. اگر درد را فقط حس کنی و از آن رنج نسازی، هنوز همان درد است؟

راهکار:

این دیالوگ مرز بین «درد کشیدن» و «درد را حس کردن» را جابه‌جا می‌کند؛ انگار یکی از تحمل می‌گوید و دیگری از آگاهیِ بی‌واسطه. این نگاه به درد، آن را از یک اتفاق منفعل به یک تجربه‌ی وجودی تبدیل می‌کند.

مشابه ها