آنکه آتش میزند، از دودش شاکی است:
در روانشناسی، این رفتار مصداق کامل «فرافکنی» و تاکتیک «DARVO» (انکار، حمله، جابهجایی نقش قربانی و متجاوز) است. مغز برای کاهش ناهماهنگی شناختی، خطا را به بیرون پرتاب میکند؛ درست مثل کسی که خود آتش زده ولی از دود فراری است. تحقیقات نشان میدهد متهمکننده معمولاً از کار خود آگاه است، اما انکار برایش بقای روانی میآورد. چرا تشخیص این بازی، خودش اولین قدم برای خروج از دود است؟
راهکار:
این جمله یک چرخه روانی کلاسیک را ترسیم میکند: «فاعل، خود را قربانی جا میزند.» در روابط، فردی که از دود آتش خودش گله دارد، با فرافکنی، بار گناه را جابهجا میکند. جالب است که عصبانیت او اغلب اعترافی است بر نقش خودش؛ پس به جای دفاع، میتوانی آینهای در برابرش بگیری تا خودش را در بازتاب کار خود ببیند.