چشمهایت را بستی ولی دل هنوز میبیند؛ دلتنگی عاشقانه:
چشم بستن هیچوقت جلوی دیدن را نمیگیرد؛ مغز تصویر چهره را از حافظه میسازد، نه از شبکیه. در تصویربرداری عصبی، تصور چهرهٔ یک فرد آشنا همان «ناحیهٔ چهرهای دوکیشکل» را روشن میکند که دیدن واقعی روشن میکند. آمیگدال خاطرهٔ هیجانی را زودتر از لوب پسسری پردازش میکند و هیپوکامپ تصویر را بازپخش میکند. برای ندیدن، باید چشم را بست یا هیپوکامپ را؟
راهکار:
این متن یک پارادوکس عصبی است: بستن چشمها فقط حس بینایی را قطع میکند، اما تصویرسازی ذهنی همچنان در قشر بینایی فعال میماند. آنچه «دل میبیند» در واقع بازپخش هیجانی حافظه است؛ پس فرار از تصویر با انکار ورودی حسی ممکن نیست. شاید راهحل، جایگزین کردن تصویر ذهنی با یک محرک جدید و قویتر باشد.