دریا بودن برای کسی که لیاقت یک کاسه آب هم نداشت:
در روانشناسی اجتماعی، پدیدهای به نام «خطای هزینهٔ هدررفته» در روابط وجود دارد: هرچه بیشتر برای کسی هزینه کنید، ارزیابیتان از لیاقت او منفیتر میشود اما همزمان توان ترک رابطه کاهش مییابد. جالبتر اینکه مغز برای کاهش ناهماهنگی شناختی، بهجای پذیرش انتخاب اشتباه، روایتی از «بخشندگی بزرگمنشانه» میسازد. دریا بودن گاهی نه عشق، بلکه مکانیزم دفاعی برای تحمل نادیدهگرفتهشدن است. چرا دریا بهجای طوفان، سکوت را انتخاب کرد؟
راهکار:
این جمله را میتوان از منظر «مرزهای شخصی» بازخوانی کرد: دریا بودن برای فرد نالایق، اغلب نه عشق، بلکه ناتوانی در حفظ حریم خود است. جابهجایی استعاره از «لیاقت» به «ظرفیت»، درد را به خودآگاهی تبدیل میکند.