از غم وفا بیاموزیم؛ شعری درباره دوستان بیوفا و همدمی غم:
غم، تنها موجودی است که بدون دعوتنامه، هر شب به ملاقات میآید. از منظر روانشناسی تکاملی، مغز ما تهدیدها را بهتر از محبتها به خاطر میسپارد؛ به همین دلیل خاطرهی یک بیوفایی، ماندگارتر از صد وفاداری است. در حقیقت، "غم" یک مکانیسم بقاست که مغز را به حل مسائل حلنشده وادار میکند. سوال: اگر غم اینقدر وفادار است، چرا آن را یک "مهمان ناخوانده" میدانیم، نه یک معلم وفادار؟
راهکار:
غم در این شعر نه یک هیولای تاریک، که یک آموزگار وفادار است. او هر شب میآید تا به ما بیاموزد که وفا را از درون خودمان جستجو کنیم، نه از دیگران. شاید دوستان بیوفا، تنها طعمهای بودند تا ما را با این مهمان همیشگی آشنا کنند.