طنز تلخ: بعضیا فکر میکنن با رفتنشون دنیا تموم میشه:
مغز انسان برای بقا «خطای خودبزرگبینی» دارد؛ مثلاً ۸۰٪ رانندهها خود را بالاتر از متوسط میدانند. این خطا «اثر بالای میانگین» نام دارد. در روانشناسی تکاملی، اعتمادبهنفس اغراقشده گاهی استراتژی جذب یا تسلط است. جالبتر این که بعد از جدایی، مغز همان مسیر عصبی ترک اعتیاد را فعال میکند؛ برای رونده مثل ترک است و برای مانده مثل سمزدایی. اگر هر دو طرف دچار خطای شناختیاند، چرا «ماندن» همیشه غمانگیزتر روایت میشود؟
راهکار:
از زاویهی سیاهِ طنز: تراژدی واقعی برای کسی است که رفتنش را پایان دنیا میداند، نه برای کسی که میماند. اگر دنیا با رفتن یک نفر تمام نمیشود، پس با ماندن هم به تنهایی ساخته نمیشود؛ نقطهی قدرت دقیقاً همانجاست که «نبودن» آدمها عادی میشود.