عشق از راه دور و آرزوی یک بغل ساده:
پژوهشهای مربوط به محرومیت لمسی نشان میدهد مغز انسان هنگام دلتنگی، ناحیههایی را فعال میکند که در درد فیزیکی و حسرت نیز درگیرند. از طرفی تصور آغوش یا خواندن پیام محبتآمیز میتواند اکسیتوسین ترشح کند؛ همان هورمونی که در آغوش واقعی آزاد میشود. به همین دلیل جمله «جات توی بغلمه» فقط شاعرانه نیست؛ نوعی شبیهسازی لمسی ضعیف اما واقعی در مغز است. فاصله فیزیکی دردناک است، اما زبان دارد آن را دور میزند. اگر آغوش خیالی هم اثر شیمیایی دارد، چرا هنوز لوکیشن اینقدر تلخ است؟
راهکار:
این متن در واقع پارادوکس لطیفی میسازد: آرزوها را بغل کن، اما خود «بغل» آرزو شده است. لوکیشن در اینجا هم فاصله را ثابت میکند و هم تبدیل به زبانی برای گفتن «دلم جای توست» میشود؛ انگار نقشه میداند چقدر دوری، اما نمیتواند آن را پر کند.