تو برای من تنها یک نام یا یک گفتگو نبودی،
بلکه «امیدِ من» در روزهای تیره و «نورِ راه» در تاریکترین لحظات بودی.
اکنون، این صفحه خالی، گویی مرز میانِ حضور و غیاب است؛
هر کلمهای که مینویسم، در جستجوی پژواکِ صدای توست.
ای که در دفترِ خاطراتِ من، جانی تازه میدماندی،
دلتنگیام، چون شعری ناتمام، در میانِ سطرها سرگردان است:
«چون چلیپایِ غریب در دلِ دریا…
میکَنَد از دوریِ تو، خونِ جگر را…»
️
بلکه «امیدِ من» در روزهای تیره و «نورِ راه» در تاریکترین لحظات بودی.
اکنون، این صفحه خالی، گویی مرز میانِ حضور و غیاب است؛
هر کلمهای که مینویسم، در جستجوی پژواکِ صدای توست.
ای که در دفترِ خاطراتِ من، جانی تازه میدماندی،
دلتنگیام، چون شعری ناتمام، در میانِ سطرها سرگردان است:
«چون چلیپایِ غریب در دلِ دریا…
میکَنَد از دوریِ تو، خونِ جگر را…»
️
3.5
تنهایی جدایی دلتنگی بعد از جدایی احساس دوری از عشق خاطرات گذشته جای خالی عزیزان در روانشناسی، «پیوندهای ادامهیافته» نظریهای است ...