دلتنگم برای کسی که هیچوقت نبوده. کسی در خاطراتم راه میرود که هیچوقت پیاده رویی را با او قدم نزدم. صدای گریه ی کودکیم از پشت ترک های این دیوار سرد می اید. برای کسی میگریم که وجود ندارد.
در خیالاتم، رد پای یک سایه را دنبال میکنم.این سایه چیزی مبهم است؛ فقط، موقع رفت و امدش اورا احساس میکنم. گاهی می اید و افکارم را با نگاهی برهم میزند. اما وقتی به دنبال منشا نگاه میگردم، نیست. ️
4.2
تنهایی غمگین گریه بدون دلیل احساس عجیب تنهایی دلتنگی برای آدمی که وجود ندارد سایه در خیال وقتی برای کسی که «وجود ندارد» دلتنگی میکنی، مغز د...