دلتنگی حرم و عشق بیپاسخ:
در روانشناسی، عشقِ بیپاسخ همان بخشهایی از مغز را فعال میکند که درد فیزیکی فعال میکند؛ برای همین «دلتنگی» فقط استعاره نیست. از منظر انسانشناسی زیارت هم حسرتِ وصال به مکان مقدس نوعی «آستانگی» میسازد: زائر در نرسیدن، هویت زائریاش شدیدتر میشود. آیا این نرسیدن، خودش نوعی زیارت نیست؟
راهکار:
میتوان این دو دلتنگی را یک پله بالاتر خواند: عشق زمینیِ بیپاسخ، تمرینِ سوختن بیچشمداشت است و دلتنگی حرم، نسخهٔ قدسیِ همان حس. در نگاه عرفانی، «نخواستن» یار پایان مسیر نیست؛ خودِ مسیر است، همانطور که دلتنگیِ نرسیدن به حرم، گاهی از خودِ رسیدن زیارتیتر میشود.