آمدى روزى به ديدارم كه ديگر دير بود گريه كردى بر مزارم، گفتى اين تقدير بود.
دست بر قبرم نهادى، گريه كردى زار زار بى كسى هايم به چشمت مثل يک تصوير بود:)
آمدى در خواب شب هايم، دلم تسكين نداشت خندهات اما به لبهاى من دل گیر بود»
بر سر خاكم نشستى، گفتى: «اى بى هم نفس!)
ياد عشقت تا قيامت در دلم تفسير بود:(
ياد آن روزى كه رفتى، آسمان دل گير بود بى تو حتى خنده هايم سايه اي از تير بود💔️
دست بر قبرم نهادى، گريه كردى زار زار بى كسى هايم به چشمت مثل يک تصوير بود:)
آمدى در خواب شب هايم، دلم تسكين نداشت خندهات اما به لبهاى من دل گیر بود»
بر سر خاكم نشستى، گفتى: «اى بى هم نفس!)
ياد عشقت تا قيامت در دلم تفسير بود:(
ياد آن روزى كه رفتى، آسمان دل گير بود بى تو حتى خنده هايم سايه اي از تير بود💔️
4.1
غمگین جدایی شعر عاشقانه غمگین حسرت عشق از دست رفته دلتنگی عمیق برای معشوق غزل فراق و پشیمانی پژوهشهای عصبشناسی نشان میدهند مغز انسان خاطرات ...