وقت رفتن نیست، دلت از اول جای دیگه بود:
در روانشناسی، «جدایی عاطفی پیشموعد» داریم: مغز ماهها قبل از ترک رسمی، مسیرهای عصبی وابستگی را بازنویسی میکند. خاطرات کمرنگ میشوند، حسها بیاعتبار. نتیجه؟ یک روز بدون دلیل واضح میگویید «تو از اولش جای دیگه بودی». خیانت مغز به قلب است یا بقای روانی؟
راهکار:
شاید این جمله دقیقترین مصداق «خطای بنیادی اسناد» باشد: ما سردی خود را در نگاه دیگری میبینیم و آن را مقصر میکنیم. در واقع، «تو از اول دلت جای دیگه بود» گاهی یعنی «من از اول حضورم را باور نکردم».