دچار عشق شدن و بر سر قبر پشیمان شدن:
در روانشناسی، «ایدهآلسازی پس از فقدان» نشان میدهد مغز پس از از دست دادن کسی، خاطرات منفی را سرکوب و فرد را کاملتر تصور میکند. این شعر دقیقاً همان تحریف را پیشگویی میکند: شاعر میداند نبودنش در ذهن معشوق به عشقی سوزان تبدیل خواهد شد. جالب اینکه چنین مضمونی از تغزل عارفانه تا ترانههای پاپ مدرن تکرار شده—از شمس تبریزی تا اریک کلاپتون. راستی، این آرزو بیشتر برای معشوق است یا التیام زخم گوینده؟
راهکار:
این شعر آینهای از یک تناقض درونی است: گوینده همزمان از بیاعتنایی معشوق رنج میبرد و هم در خیال انتقامی شیرین، روزی را میبیند که با نبودنش، تبدیل به یگانه دغدغهٔ او شود. شاید این تصویر بیش از آنکه پیشگویی عشق باشد، مرهمی برای زخمِ «دیده نشدن» است؛ شیوهای که ذهن برای جبران رنج حال، فاجعهای رمانتیک در آینده میسازد.