شیر نری دلباختهی آهوی ماده شد.شیر نگران معشوق بود و میترسید به وسیله حیوانات دیگر دریده شود.از دور مواظبش بود…پس چشم از آهو برنداشت تا یک بار که از دور او را مینگریست، شیری را دید که به آهو حمله کرد.فوری از جا پرید و جلو آمد.دید ماده شیری است، چقدر زیبا بود…گردنی مانند مخمل سرخ و بدنی زیبا و طناز داشت.با خود گفت حتماً گرسنه است.همان جا ایستاد و مجذوب زیبایی ماده شیر شد.و هرگز ندید و هرگز نفهمید که آهو خورده شد️
2.0
فلسفی عاشقانه فریب زیبایی ظاهری فراموش کردن عشق اول بیوفایی در عشق داستان شیر و آهو در روانشناسی شناختی، «سوگیری تازگی» باعث میشود م...