درد و بیحسی احساسی؛ وقتی هیچ چیز برایت زیبا نیست:
در علوم اعصاب به این حالت «آنهدونیا» میگویند؛ ناتوانی مغز در لذت بردن از چیزهایی که قبلاً پاداشدهنده بودند. جالب اینکه مدار درد و لذت در مغز همپوشانی دارند: وقتی سیستم دوپامینِ مغز از کار بیفتد، نهتنها زیبایی حس نمیشود، بلکه درد هم کسلکننده و بیحرکت میشود. آنهدونیا فقط غم نیست؛ یک تغییر شیمیایی در پردازش پاداش است که با تحریک مکرر استرس، گیرندههای دوپامین را تحلیل میبرد. سؤال این است: اگر درد دیگر حتی «درد» هم نباشد، آیا هنوز راهی برای تحریک دوباره آن مدار هست؟
راهکار:
این جمله در واقع از «بیحسی» حرف میزند؛ وقتی هیچ چیز زیبا نیست، یعنی معیار زیبایی هنوز آنجاست، فقط دسترسیات به آن قطع شده. بیحوصلگیِ مطلق نمیگوید «هیچ چیز قشنگ نیست»؛ میگوید «هنوز میدانم قشنگ یعنی چه».