قضاوت دیگران و بستن پرونده آدمها:
وقتی ذهن ما برای کسی پرونده میبندد، در واقع «نیاز به بستهبودن ذهنی» فعال شده؛ کرگلانسکی میگوید آدمها برای فرار از ابهام، سریع قضاوت را قفل میکنند و بعد فقط شواهدی را میبینند که همان قضاوت را تأیید میکند. این یعنی حتی اگر طرف مقابل امروز تغییر کرده باشد، مغز ما نسخهی قدیمیاش را پخش میکند. به این پدیده میگویند «ماندگاری باور» و «سوگیری تأیید». چند بار این پروندهها واقعاً مختومه بودند و چند بار فقط از باز کردن دوبارهشان ترسیدیم؟
راهکار:
این جمله در واقع دربارهی قضاوت قطعی است؛ میتوانی به آن نگاه تازهای بدهی: قاضی نبودن یعنی قانون را نمیدانی، اما بستن پرونده یعنی دلت را بستهای. پس شاید پروندهها نه برای عدالت، که برای آرامش خودت بسته شدهاند.