فراموش شدن و حس نبودن؛ انگار هرگز نبودی:
۹۹٪ انسانهایی که زیستهاند نامشان گم شده، اما ژنها و ردّ کربنشان در ما باقی است. مغز هم فعالانه فراموش میکند: پروتئین راک۱ حافظه را پاک میکند تا سیستم پارازیت نگیرد. پس فراموشی نه نبودن است نه نقص؛ تغییر شکل اثر از «نام» به «ردّ». کدام ردّ از تو ماندنیتر از نامت است؟
راهکار:
این جمله نه درباره بیارزشی، که درباره مقیاس زمان است؛ حافظه جمعی مثل تپه شنی است که هر نسل ردّ تازهای رویش میگذارد. حتی ستاره خاموش، میلیونها سال نورش در راه است. شاید فراموشی پایان نبودن نیست؛ تغییر شکل حضور است از «نام» به «اثر». اگر قرار است ردّی بماند، کدام اثر کوچک از تو بیشتر شبیه خودت است؟