بودنِ او بهانه ای برای زندگی است؛ عشقی که معنا میبخشد:
در مغز، «بهانهی زندگی» بودنِ یک نفر فقط استعاره نیست؛ اکسیتوسین و دوپامین همان مسیرهای پاداش را فعال میکنند که بقا را تضمین میکنند. پژوهشها نشان میدهند عشق رمانتیک مثل یک انگیزهی زیستی برای آیندهنگری عمل میکند، نه صرفاً یک احساس. یعنی حضور او، سیستم ارزشگذاری مغزت را به سمت فردا سوق میدهد. آیا این یعنی عشق همان سازوکار بقاست؟
راهکار:
این جمله را میشود از زاویهی دیگری دید: او بهانه نیست، آینه است. چیزی که در او میبینی، در واقع ارزشها و ظرفیتهای خودت برای زندگی است؛ پس هر بار که او را دلیل زندگی میدانی، در حقیقت داری خودت را شایستهی زندگی میبینی.