پایان بهـار بود و آغازی سرد!
پُر بود تمام سفرهها از غم و درد
تا دید که داغ دیدم از بی نانی؛
یک لقمه پُر از گلوله مهمانم کرد!
-امیرحسین پناهنده
️
پُر بود تمام سفرهها از غم و درد
تا دید که داغ دیدم از بی نانی؛
یک لقمه پُر از گلوله مهمانم کرد!
-امیرحسین پناهنده
️
-
غمگین اقتصادی شعر اعتراضی اقتصادی بینانی و گرسنگی شعر امیرحسین پناهنده تضاد طبقاتی در شعر در روانشناسی اجتماعی، «سوگیری اساسی نسبت به خود» ن...