شعری دربارهٔ بغض و بیخانمانی شبانه:
بغض یک واکنش عصبی-عضلانی است: وقتی گریه را مهار میکنی، مغز به عضلات حنجره و اسفنکتر تحتانی حلق فرمان انقباض میدهد تا صدای هقهق را خفه کند. این انقباض همان «مهمانِ شبانه» است که راه نفس را میبندد. پژوهشها نشان میدهد اشکِ هیجانی حاوی هورمونهای مرتبط با استرس است؛ یعنی بدن واقعاً با گریه، مواد شیمیایی اضطراب را دفع میکند. اگر این مهار ادامه پیدا کند، عضلات گردن در بلندمدت دچار تنش مزمن میشوند. چه میشد اگر به جای مقاومت، به این بغض پناه میدادی؟
راهکار:
این شعر را میتوان از زاویهٔ دیگری دید: بغض نه مهمانِ مزاحم، بلکه پیامآورِ احساساتِ سرکوبشده است؛ هر شب به گلو میزند تا رهایش کنی. اگر این گفتوگو در ادامهٔ شعر جلو برود، میتواند به دیالوگی میان راوی و بغض تبدیل شود و لایهٔ تازهای از معنا بسازد.