خنده تلخ من به غم روزگار:
در علوم اعصاب، خندهٔ تلخ نوعی «لغزش ناهماهنگی شناختی» است: مغز وقتی دو تصویر متضاد — زندگیِ عادی و بیرحمیِ جهان — را همزمان نگه میدارد، برای مهار اضطراب دوپامین آزاد میکند و آن را به لبخند تبدیل میکند. جالبتر اینکه در یونان باستان مراسم سوگ با بذلهگویی اجرا میشد تا مرگ قدرت ترساندن را از دست بدهد. سؤال: اگر مغز از درد، خنده بسازد، این شکست است یا هنر زنده ماندن؟
راهکار:
این خنده فقط سپر نیست؛ همان لحظهای است که غم را از جایگاه سلطنتی پایین میکشی و به آن میگویی: «تو روی صورتمی، ولی توی من نیستی.» همین «میخندم» کافی است تا نقشها عوض شوند: تو غمگینم کردی، من به تو میخندم.