عشق چی بود که باید به خاطرش بمیری؟:
تا پیش از قرن دوازدهم، عشق رمانتیک یه «بیماری» محسوب میشد، نه آرمان؛ تروبادورهای فرانسوی اولین بار «عشق درباری» رو ساختن که توش عاشق باید فداکاری کنه. عصبشناسی مدرن هم میگه عشق رمانتیک همون مدار دوپامین و سروتونین اعتیاد رو درگیر میکنه و جدایی مثل سندرم ترک عمل میکنه. پس اون «بمیر» نه حقیقت عشق، بلکه سناریوییه که ادبیات قرون وسطی برای بقای خودش ساخت. پس اگه عشقی باید بکشتت، اسمش عشقه یا دام؟
راهکار:
بازنویسی پیشنهادی: «مردن در عشق» استعارهی از بین رفتن خودِ قبلیه، نه پایان زندگی؛ عشقی که واقعاً بخواد بکشتت، اسمش عشق نیست، دامه.