عبور از شبهای سخت و زنده ماندن بعد از تروما:
پدیدهٔ «پیشبینی عاطفی»: ما شدت و مدت رنج آینده را بیشبرآورد میکنیم. در اوج تهدید، آمیگدال فقط خطر اکنون را بزرگ میکند و «پایان» را ناممکن میبیند؛ اما زمان، همیشه از پیشبینی مغز جلو میزند. چند شبِ «اول قبر» را از سر گذراندهای که امروز فقط یک خاطرهاند؟
راهکار:
این جمله را میتوان به یک «نقشهٔ بقا» تبدیل کرد: هر شبِ سخت را با یک نشانهٔ کوچک از زندهبودن ثبت کن؛ بعداً همین نشانهها ثابت میکنند مغز در تاریکی چقدر دروغ میگوید.