آیا زندگی فقط ازدواج است؟ نگاهی فلسفی و تلخ:
شوپنهاور ازدواج را «پرداخت بدهی به نسل بشر» و فرزندآوری را ادامهٔ ارادهٔ کور زندگی میدانست؛ خودش مجرد ماند. از نظر جمعیتی، هر نسل برای جایگزینی به ۲.۱ فرزند بهازای هر زن نیاز دارد. پارادوکس اینجاست: همان «گناهکار» تازه، ضامن بقای خط خونی و فرهنگی است.
راهکار:
این متن ازدواج را به زندان معنا تقلیل میدهد؛ اما در جامعهشناسی، ازدواج یک نهاد اجتماعی است، نه خود زندگی. نسلهای قبل برای بقا ازدواج میکردند، نسل امروز برای معنا و همراهی. تنش اینجاست که نهاد قدیمی با انتظارات مدرن همخوان نیست و هر دو طرف را قربانی میکند.