یکی بود یکی نبود؛ قصه من و بدبختی و آدمای حسود:
قصهگویی با «یکی بود یکی نبود» قرارداد ذهنی را از واقعیت جدا میکند؛ پژوهشها نشان میدهد وقتی تجربه تلخ را در قالب روایت سومشخص تعریف میکنی، فاصله روانی بیشتر و نشخوار ذهنی کمتر میشود. حسادت دیگران هم اغلب نه از نفرت، بلکه از مقایسه اجتماعی تهدیدکننده میآید و سیستم مغزی آن با درد فیزیکی همپوشانی دارد.
راهکار:
این جمله را میتوان به یک مانیفست طنز شخصی تبدیل کرد: قصهای که قهرمانش با وجود بدبختی و آدمای حسود، هنوز روایت را در دست دارد و این یعنی قدرت در کلمات است، نه در شرایط.