چرا عشق همون موقع برمیگرده که بیخیالش میشوی؟:
پشت این جمله یک مکانیزم روانشناختی واقعی است: «فرایند طعنهآمیز کنترل ذهن». وقتی مغز تصمیم میگیرد به کسی فکر نکند، یک سانسورچی ناخودآگاه مرتب میگردد ببیند آیا آن فکر آمده یا نه؛ نتیجه این است که محرک همیشه پررنگتر میماند. بهعلاوه، اثر زیگارنیک میگوید رابطههای ناتمام مثل کارهای نیمهتمام در حافظه میمانند تا وقتی بسته شوند. پس «برگشتن» شاید نه از طرف او، بلکه از گوشهی ذهنِ خودت ناشی شود. آیا این بازگشت واقعیت است یا فقط تو امیدواری؟
راهکار:
این جمله را به چشم یک آینه ببین؛ شاید او برنمیگردد، اما تو به نقطهای میرسی که دیگر برایت مهم نیست برگردد یا نه. همانجا آزادی شروع میشود.