انسانها را میبینم، اما انسانیت را نه؛ زنگ خطر بیتفاوتی:
در روانشناسی اجتماعی، پدیدهای به نام «محرومیت از انسانیت» داریم که در آن مغز، افراد را نه به عنوان انسان کامل، بلکه به عنوان اشیاء پردازش میکند. مطالعات fMRI نشان میدهد که وقتی با غریبهها روبرو میشویم، بخشهای مرتبط با همدلی (مثل قشر پیشپیشانی میانی) کمفعال میشود. این یک خاموشی عصبی است، نه یک نقص اخلاقی. آیا شاید شلوغی شهرها ما را به این عادت عصبی دچار کرده؟
راهکار:
این جمله میتواند بازتابی از فرافکنی باشد: گاهی وقتی حس میکنیم انسانیت در دیگران مرده، در واقع زنگ خطری برای خاموشی همدلی درون خودمان است. به خودت نگاه کن؛ شاید آنچه در دیگران نمیبینی، در تو نیز کمرنگ شده باشد.