سوختم تا باور نکنم: ریشه بیاعتمادی عاطفی:
در روانشناسی به این «شرطیسازی اجتنابی» میگویند: بعد از سوختن مکرر، مغز هر نشانهای از گرما را با خطر اشتباه میگیرد. جالب اینجاست که در آزمایشهای پاولف، سگهایی که شوک الکتریکی دریافت کرده بودند، حتی زنگ غذا را هم تهدید میدانستند. مرز بین محافظت و اسارت کجاست؟
راهکار:
شاید این «باور نکردن» یک واکنش طبیعی مغز برای محافظت از خود باشد؛ مثل آمیگدال که بعد از ترومای مکرر، نشانههای امنیت را هم تهدید میبیند. سوال اینجاست: آیا میتوان بدون اینکه دوباره سوخت، به تدریج به مغز یاد داد گرما را دوباره تشخیص دهد؟