بیا و بمان؛ رهگذر فراوان است اما تو بمان:
در روانشناسی به این «پارادوکس انتخاب» میگویند: هرچه گزینههای موجود بیشتر باشند، رضایت از انتخابِ نهایی کمتر و ترس از از دست دادن «رهگذرهای دیگر» بیشتر میشود. آزمایشها نشان داده کسانی که بین دهها شکلات انتخاب میکنند، لذت کمتری میبرند تا کسانی که فقط دو گزینه دارند. پس «فراوانی رهگذر» دقیقاً همان سمّی است که ماندن را سخت میکند: ذهنِ ما همیشه به گزینههای ندیده نگاه میکند. سؤال اینجاست: آیا ماندن یعنی جنگیدن با این مکانیزمِ ذهنی؟
راهکار:
این جمله را معکوس بخوان: رهگذر فراوان است، اما «ماندن» کمیابترین انتخابی است که یک آدم میتواند به دیگری بدهد. در دنیایی پر از آدمهای ردشونده، کسی که میماند دارد یک استثنا میسازد.