چرا آدمها برای از دست دادنت گریه میکنن ولی برای نگه داشتنت تلاش نمیکنن؟:
بر اساس عصبشناسی، مرکز پردازش درد جسمی و درد ناشی از طرد شدن در مغز یکی است؛ به همین دلیل گریه برای کسی که رفت، واکنشی خودکار و شیمیایی است. اما نگه داشتنِ رابطه به لوب پیشانی و تلاشِ پرهزینه نیاز دارد که مغز برای صرفهجویی انرژی از آن فرار میکند. از نگاه روانشناسی فرگشتی، ثبت و واکنش به فقدان برای بقا ضروری بوده، اما نگهداری فعالِ پیوند، یک «هزینهی اضافه» دیده میشده. نتیجه: سوگِ ما اغلب از دلبستگی واقعی، سریعتر و بلندتر فعال میشود. آیا واقعاً آدمها را دوست داریم، یا به فقدانشان عادت کردهایم؟
راهکار:
شاید گریه برای کسی که از دست رفته، آسونتر از موندن و ساختن باشه؛ چون دلکندن یه نقطهی پایانه، اما موندن هر روز یه انتخاب تازهست. میشه این جمله رو طوری بازنویسی کرد که نشون بده بعضی آدمها شیفتهی تراژدیِ رفتنن، نه عاشقِ بودنِ تو.