بیحسی عاطفی بعد از زخمهای زندگی:
بیحسکنندههای موضعی مثل بوپیواکائین با مسدود کردن کانالهای سدیم، پالسهای درد را قبل از رسیدن به مغز قطع میکنند؛ روان هم بعد از زخمهای مکرر دقیقاً همین کار را با «کرختی عاطفی» انجام میدهد. در این حالت آستانهی درد بالا میرود، اما مغز تشخیص تهدید واقعی از خیالی را هم از دست میدهد.
راهکار:
به این حالت میگویند «بیحسی عاطفی»؛ سیستم عصبی بعد از زخمهای مکرر برای بقا، گیرندههای درد روانی را کمکار میکند، اما قیمتش کمکار شدن حس لذت هم هست. یعنی آن بیحسی پایان رنج نیست، قطع موقت سیگنال است.