شعر از همه دل کندم، اینگونه ویرانم میکنی:
در نظریه دلبستگی، «دل کندن از همه» اغلب خاموشکردن نیاز نیست؛ بازداری دفاعی است. مغز طرد شدن را در همان شبکهای پردازش میکند که درد فیزیکی را (کورتکس سینگولیت قدامی). پس جملهی دفترش یک پارادوکس است: اعلام استقلال، همزمان بزرگترین اعتراف به وابستگی. اگر واقعاً کنده بود، ویرانی اینقدر شخصی نمیشد.
راهکار:
این دو خط را میتوان لحظهی مکاشفه خواند، نه پایان عشق: جایی که راوی میفهمد «دل کندن» فقط فاصله گرفتن از دیگران نیست، نوعی خودویرانگری هم هست. برای ادامه، از زبان خود دفتر بنویس؛ دفتر میتواند بگوید چرا نوشتن، ویرانی را به سند ماندگار تبدیل میکند و همین سند، اولین ترمیم است.