جان چه میدانست از دنیا چه خواهد کشید؟ نگاهی به رنج ها و ناشناخته های زندگی:
آزمایشهای «پیشبینی عاطفی» نشان میدهد مغز انسان در تخمین شدت و مدتِ رنج آینده بهشدت خطا میکند. دردِ فردا را با حافظهٔ دردِ امروز شبیهسازی میکند، اما «سیستم ایمنی روانی» را نادیده میگیرد؛ همان سیستمی که بعداً واقعیت را بازتعریف میکند تا زخمها قابلتحمل شوند. پس «جان» نه تنها نمیدانست، بلکه اساساً هیچ راهی برای دانستن نداشت. آیا تحملِ ندانستن، خودش بخشی از معجزهٔ زیستن نیست؟
راهکار:
میتوان این جمله را از زاویهای دیگر دید: اگر جان از ابتدا میدانست چه سختیهایی در راه است، شاید هرگز شجاعتِ زیستن پیدا نمیکرد. همین «ندانستن» نه نقص که سپرِ برای ادامه دادن است.