بیحسی عاطفی؛ وقتی هیچ حسی به هیچ حسی نداری:
در روانشناسی به این حالت «بیاحساسی عاطفی» یا آنهدونیا میگویند؛ مغز برای محافظت از خود در برابر اضافهبار هیجانی، گیرندههای دوپامین را موقتاً کاهش میدهد. جالب اینجاست که بیحسیِ کامل اغلب نشانهی حساسیت شدید است، نه بیتفاوتی؛ چون سیستم عصبی خسته ترجیح میدهد همهی کانالهای احساسی را یکباره قطع کند تا از درد جان سالم به در ببرد. آیا این قطعی برقِ احساسی، آرامش است یا فرار؟
راهکار:
بیحسی اغلب آخرین سنگر روان برای توقف غرق شدن است؛ در روانشناسی به آن «خاموشی هیجانی» میگویند. این حالت مثل سکوت بعد از طوفان است، نه نبودِ حس. شاید این جمله دقیقاً همان لحظهای را ثبت کرده که مغز تصمیم گرفته برای بقا از شدتِ همهچیز کم کند؛ یعنی هنوز حساسیت عمیقی پشت آن پنهان است.