جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

از عشق خسته شدم

1 پست
متن های از عشق خسته شدم / بهترین متن از عشق خسته شدم [پیشنهادی]
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب
این عشق یه رودخونهای بود که خشکید

نه از نبودِ تو، از خستگیِ ما

میخوام دور بشم ولی دلم یه زندانِ

که توش فقط عکس تو بوده تکستن
چه تنها...

1.0
عاشقانه تنهایی خشک شدن رابطه تنهایی بعد از جدایی دلتنگ برای معشوق از عشق خسته شدم
در پژوهش‌های گاتمن، «سیل هیجانی» قاتل خاموش رابطه ...

از عشق خسته شدم؛ رودخانه‌ای که از فرسودگی خشکید:

در پژوهش‌های گاتمن، «سیل هیجانی» قاتل خاموش رابطه است: وقتی ضربان قلب بالا می‌رود، مغز حتی حرف‌های عاشقانه را تهدید می‌خواند و گفت‌وگو خشک می‌شود. پس رودخانه عشق نه از نبودِ باران، بلکه از فرسایشِ بستر می‌میرد. خستگیِ «ما» یعنی عشق هنوز هست، اما مسیر عبورش از بین رفته است. حالا سؤال این است: بدون بازسازی بستر، می‌توان منتظر جاری شدن دوباره بود؟

راهکار:

این شعر را می‌توان به‌جای توصیف بن‌بست، توصیف «مرز عاشقانه» خواند: زندانِ دل، خانه‌ای امن است که خاطره را جایگزین حضور کرده. اگر رودخانه خشک شده، انرژی عشق به‌جای جریان، صرف نگهبانی از دیوارها شده؛ شاید بازتعریف «دور نشدن»، همان آزادی واقعی باشد.

مشابه ها