مار تو آستین و ضحاک؛ استعارهای از خیانت:
در اوستا، اژیدهاک فقط یک مار نبود؛ موجودی سهپوزه با سه کله بود که بعدها در شاهنامه به شانههای ضحاک کوچ کرد. جالب اینکه در برخی روایتها ضحاک قربانی بوسهی اهریمن است؛ یعنی مارها انتخابش نبودند، انگار خیانت از بیرون کاشته شد. حالا اگر آستین پر از مار است، مارها را خودت پرورش دادی یا کاشتهاند؟
راهکار:
اگر این جمله را از زاویهی قربانیشدن بخوانیم، ضحاک خودش هم اسیر مارهایی بود که اهریمن روی شانههایش کاشت؛ شاید تو هم بهجای اعتراف به خطرناک بودن، داری از آدمهایی میگویی که به آستینت خزیدهاند.