پرورش مار تو استین؛ وقتی ضربالمثل را برعکس زندگی میکنی:
ریشه این ضربالمثل به روایت کهن «مردی و ماری در آستین» در کلیله و دمنه و بعدها مثنوی برمیگردد؛ جایی که مردی مار یخزدهای را در آستین گرم میکند تا نجاتش دهد، اما مار پس از جان گرفتن او را میگزد. جالب اینجاست که در نسخههای آفریقایی همین حکایت، مار نماد خیانت نیست، بلکه نماد «حقیقتی تلخ» است که نباید بیدارش کرد. از نظر روانشناسی، پرورش یک خطر در حریم شخصی، گاهی نوعی «فتیش کنترل ناخودآگاه» بر ترس است؛ انگار جان دادن به چیزی که میترساندت، تو را صاحب اختیارش میکند. حالا شما بگویید: اگر مار درون استعاره واقعاً یک موجود زنده بود، اسمش را چه میگذاشتید؟
راهکار:
این ضربالمثل را از زاویهای نو ببین: شاید مار تو آستین، نماد بخشی از وجودت باشد که هنوز رام نشده اما قدرت نیش زدن به آدمهای اشتباه را دارد. این استعاره را در یک نثر کوتاه یا کاریکاتور روایت کن.