حال اسیری که هنگام فرار یادش آمد کسی منتظرش نیست:
در تاریخ، زندانیان واقعی پس از آزادی گاهی دوباره به زندان برمیگشتند چون بیرون هیچ پیوندی نداشتند. انزوای اجتماعی حتی از حصار فیزیکی هم سنگینتر است. این بیت، یکی از عمیقترین تعاریف «تنهایی انتخابی» را نشان میدهد: فرار وقتی بیمعناست که منتظری در کار نباشد. آیا تا به حال برای فرار از جایی، اما با خودت گفتی «به کجا؟»؟
راهکار:
این بیت، تراژدی «آزادی بیمقصد» را روایت میکند. شاید اسیر نه از نبود منتظر، که از نبود چرایی برای حرکت ماند. آیا در زندگیات، «جایی برای رفتن» داری یا فقط منتظر کسی هستی که تو را بخواهد؟