رفتن همیشه باخت نیست؛ گاهی ماندن بیارزش است:
در روانشناسی شناختی به این «مغالطهی هزینه از دست رفته» میگویند: مغز ما ماندن را با میزان سرمایهگذاری قبلی میسنجد، نه با سود آینده. به همین دلیل مردم در رابطههای اشتباه، شغلهای بیروح و حتی جنگهای بیسرانجام میمانند. اما پژوهشهای عصبشناختی نشان میدهد «رها کردنِ آگاهانه» مسیر دوپامین را فعال میکند و همان نواحی مغز که در انتظار پاداش فعالاند، روشن میشوند. یعنی رفتنِ درست، از نظر مغز یک برد است، نه یک باخت. آیا شما رفتنی را تجربه کردهاید که بعدش حسِ بردی عجیب داشته باشید؟
راهکار:
این جمله را میشود برعکس هم خواند: ماندنِ هرکسی نشانهی لیاقت نیست؛ بعضی ماندنها فقط عادت، ترس یا وابستگی است. اگر رفتنِ تو آگاهانه بوده، احتمالاً نهتنها باخت نکردهای، که اولین قدم را به سمت آدمهایی برداشتهای که واقعاً «میمانند».