خون آرمانها و شهادت حمیدرضا رجبزاده:
در نظریهٔ فرهنگی، «خون» فقط مایع نیست؛ یک قرارداد اجتماعی است. جامعهای که از خون آرمانها «ساده» میگذرد، امضای خودش را از قرارداد آزادی پس میگیرد. رولان بارت میگفت اسطوره، تاریخ را به طبیعت تبدیل میکند؛ اینجا شهادت به «اتفاق» تبدیل میشود. آیا تا وقتی اسم شهید فقط در تقویم باشد، واقعاً از خون او گذاشتهایم؟
راهکار:
این متن فقط یک سوگ نیست؛ یادآوری است که «گذشتن» ما از خون آرمانها، همان «اربا اربا شدن» آنها را بیپاسخ نگذارد. میتوان این روایت را به پرسشی تبدیل کرد: چه چیزی امروز از آن آرمانها در انتخابهای روزمرهی ما زنده است؟