هنر آدم بودن برای بعضیها؛ چرا نباید انتظار داشت؟:
تحقیقات روانشناسی میگوید انتظارات ما از دیگران اغلب بر اساس «سوگیری فرافکنی» شکل میگیرد؛ یعنی معیارهای خودمان را به بقیه تعمیم میدهیم. جالب اینکه بعضی افراد حتی در مرحلهٔ «آدم بودن» (همدلی اولیه) میمانند، چه برسد به «آدم خوب بودن». ریشهٔ این ناتوانی در نبود نظریهٔ ذهن است یا خودخواهی محض؟
راهکار:
این جمله بازی微妙ی با کلمهٔ «آدم» انجام میدهد: «آدم خوب بودن» یک انتخاب اخلاقی است، اما «آدم بودن» یک حداقل زیستی. شاید بتوان آن را اینطور بازنویسی کرد: «از بعضیها نباید انتظار داشت آدم خوبی باشند؛ حتی آدم بودنشان هم هنر میخواهد.» این تلخی را میتوان به یک طنز سیاه دربارهٔ سطح توقعات در روابط انسانی تبدیل کرد.