وقتی دلیل فرار نکردن، بیکسی است:
در روانشناسی، «بیارزشی ادراک شده» یک پیشبین قوی برای افسردگی است. فرد نه به خاطر موانع بیرونی، بلکه به دلیل باور به بیاهمقی بودن وجود خود برای دیگران، از هر عمل رهاییبخشی دست میکشد. این اسیر، زندانبان خود شده است. آیا این احساس، بیشتر شبیه تسلیم شدن است یا یک انتخاب آگاهانه؟
راهکار:
این حس، شبیه به «فلج اراده» در روانشناسی است؛ وقتی ترس از نتیجهی یک عمل (مثل فرار) بیشتر از رنج وضع موجود نیست، فرد در جای خود منجمد میشود. شاید نوشتن نامهای خیالی به آن «کسی» که منتظر نیست، بتواند این انجماد ذهنی را بشکند.